چرا آموزش مدیریت محصول در ایران کودک مانده است ؟!
آنکه عمیق ترین را اندیشیده است، زنده ترین را دوست می دارد.
فِردریش هولدِرلین – شاعر آلمان زمین
-
ما ترم کودک مانده را برای آموزش مدیریت محصول برگزیده ایم. باور داریم که این حوزۀ دانشی در ایران رشد نکرده است. برای مثال می توانیم سلبی برخورد نماییم و بگوییم چه چیزی کودک مانده نیست تا صریح تر بتوان به این موضوع و مفهوم پرداخت و در ادامه می توانیم حوزه هایی را بیان کنیم که کودک مانده نیستند، تا مخاطب بهتر بتواند با این موضوع ارتباط برقرار نماید.
-
به عنوان مثال ما باور داریم که حوزۀ مدیریت پروژه در ایران رشد کرده است و کودک مانده نیست. آنچه باعث این رویداد شده است، ارتباط مدیریت پروژه با نهاد های بین المللی مانند PMI، AXELOS و یا حتی نهادهایی همچون IPMA است. افراد استانداردها و به روش های آنان را در ایران می خوانند، می روند مدرک می گیرند و در واقع سرتیفای می شوند.
-
در واقع شما نمی توانید بدون تأسی از این مؤسسات، در حوزۀ مدیریت پروژه گام بردارید. تمام آنچه که ارائه می دهید، مجموعه مستنداتی که در یک پروژه به کار می گیرید، مجموعه روش ها و رویکردهایی که تیم پروژه تان را با آن توانمند می سازید، واژه به واژه در داخل استانداردهای مدیریت پروژه این سازمان ها قید شده است.
-
شما وقتی با این مؤسسات در ارتباط هستید این توانمندی را در خود می یابید که بتوانید از بدنۀ دانشی آنها (Knowledge Hub) استفاده کنید و دائماً خود را بهبود و توسعه بخشید. شما با شرکت در سمینارها، وبینارها و جدید ترین مقالات می توانید ضمن جمع آوری واحد های تخصصی توسعه (PDU) در این زمینه به صورت مرتب رو به جلو حرکت نمایید.
-
اینک به حوزۀ مدیریت محصول و آموزش آن در ایران می پردازیم. پیشتر می دانیم که بدنۀ دانشی مدیریت پروژه (PMBOK) در سرتاسر قلمرو آموزش و استقرار مدیریت پروژه و یا دفاتر آن خودنمایی می کند. وقتی وارد مدیریت محصول می شویم، چنین بدنۀ دانشی (BOK) نمی بینیم که افراد همچون شمع و پروانه پیرامون آن بچرخند. در واقع عالم گیر شدن PMBOK این زمینه را فراهم کرده است که هر شخصی که بخواهد وارد عالم مدیریت پروژه شود، از او می خواهند که این بدنۀ دانشی را مسلط باشد یا اینکه بتواند در آن سرتیفای شود.
-
اما در حوزۀ مدیریت محصول کدام بدنۀ دانشی در ایران شناخته شده و یا بهتر بگویم تناورده شده است. با استناد به رویکردهای مدیریت پروژه، باید اتفاقی مشابه می افتاد یعنی همانگونه که PMBOK ورد زبان کارشناسان و کارمندان و متخصصان مدیریت پروژه است، باید بدنه های دانشی همچون ProdBOK یا PDMBOK که یکی بدنۀ دانشی مدیریت بازاریابی و توسعۀ محصول است و دیگری بدنۀ دانشی توسعۀ محصول باید ورد زبان ها می گشت که در عمل چنین نیست.
-
آنچه ملاک عمل و مقایسۀ ما است، تناوردگی است که روی نداده است. شاید به صورت جسته و گریخته در اقصی نقاط کشور ایران، افرادی باشند که دو بدنۀ دانشی مدیریت محصول فوق را تدریس می کنند، آموزش می دهند و در پروژه های خویش استقرار می دهند، اما به آن اندازه و چگالش PMBOK نرسیده است.
-
آموزش مدیریت محصول در ایران به صورت هیئتی است که این در نوع خود عجیب به نظر می رسد. تعداد نسبتاً زیادی عهده دار تدریس و آموزش مدیریت محصول می شوند و هر شخصی قسمت کوچکی از آن را تدریس می کند. اگرچه خیلی از این بخش ها باز هم با استانداردهای بین المللی همخوانی ندارد ولی باز در این دوره ها تدریس می شود. در واقع بخش های فرآیندی مدیریت محصول قربانی شده است و بخش های اداری مدیریت محصول غامض و حجیم در این دوره ها دیده می شود.

-
شما در این دوره ها، چیز تخصصی نمی بینید که ذهن تان قلقلک بخورد. انگار همۀ آنها را می دانید ولی عده ای تصمیم گرفته اند با نمایش (Showcase) آن، شما را اغوا نمایند. شاید در نگاه نخست مغلوب هنر بصری و رسانه ای وار این دوره ها بشوید، اما پس از تعمق در کنه این دوره ها، محتوا و سیلابس آنها متوجه می شوید که فاصلۀ نظرگیری با استانداردها و به روش (Best Practice) های دنیا دارند.
-
چرا به روش مهم است؟ به روش به مثابه یک قطب نما عمل می کند. جهت و مسیر را به ما نشان می دهد. وقتی دورۀ مدیریت محصول خود را براساس یک به روش تنظیم می کنیم، به صورت فلسفی این را می پذیریم که در جهان قرار داریم و از تعصب و کینه خارج شده ایم. شما به عنوان کارشناس، کارمند یا متخصص مدیریت محصول نمی توانید به روش را کتمان کنید و از اهمیت آن بکاهید، درست همان سان که یک متخصص مدیریت پروژه ضمن انتقاد ها و اشکال هایی که بر PMBOK وارد می آورد، آن را دست آخر نادیده نمی گیرد.
-
کودک ماندگی آموزش مدیریت محصول در ایران یعنی اینکه این حوزه نتوانسته است در جهان قرار بگیرد و جهان واقعی مدیریت محصول را تماشا نماید. دوره هایی که در ایران تدریس می شوند، ساده، پیش پا افتاده و گاه تا حدی مبتذل و سطحی هستند.
-
چاره چیست؟ چاره همان گونه که در سطرهای بالا گفتیم به یک بدنۀ دانشی (BOK) برمی گردد. اگرچه در این لحظات در دنیا، بسیاری از افراد منتقد بدنۀ دانشی هستند اما در ایران کماکان بدنۀ دانشی کار می کند و می توان به آن تکیه کرد. بدنۀ دانشی مدیریت محصول در حاضر تنها نجات دهنده است و می تواند مسیرها و پنجره های زیادی را بگشاید.

