5 دلیل نیاز سازمان ها به تحلیلگر کسب و کار
نویسنده: مریم سلطانی – مشاور تحلیل کسب و کار
تحلیل گر کسب و کار در سازمان نقش مهمی دارد و امروزه به نقش کلیدی سازمانهای موفق تبدیل شده است. تحلیل گر به شرکتها کمک میکند تا تحقیقات، استراتژی و تحلیل دادهها را عملی کنند. نقش تحلیلگران کسب و کار به اندازهای مهم است که میتوان بر اساس آن آینده یک تجارت را پیشبینی کرد. از جمله دلایل مهم نیاز سازمان ها به تحلیلگر کسب و کار را میتوان به موارد زیر خلاصه کرد:
1) تحلیلگران کسب و کار عوامل تغییر هستند:
به گفته فیلسوف یونانی هراکلیتوس “تغییر تنها ثابت در زندگی است.” در دنیای امروزی می توان ادعا کرد که تغییر یکی از بزرگترین چالش های پیش روی کسب و کارها است. پرداختن به تاثیر تغییر و درک آن بخش کلیدی از نقش تحلیلگر کسب و کار است. در واقع تحلیلگر کسب و کار با انبوهی از دانش و تجربه به دست آمده از طیف گسترده ای از پروژه ها، شما را در قلمروی ناشناخته راهنمایی می کند و به شما کمک می کند تا تغییرات در بازار را به طور مثبت در مکان و زمانی که رخ می دهند، بپذیرید.
2) استخراج دقیق الزامات کسب و کار :
با توجه به آمار منتشر شده در مجله CIO، از مجموع پروژه های نرم افزاری شکست خورده 71٪ آنها به دلیل ضعف در شناسایی الزامات شکست خورده اند و در همه این پروژه ها حدود 40٪ از زمان نیروها صرف رفع خطاهای ایجاد شده، می شود که این موضوع نه تنها موجب صرف هزینه و زمان می شود، بلکه می تواند منجر به عدم تحقق اهداف کسب و کار، زیان های مالی، اتلاف وقت و سرخوردگی تیم ها شود. درصورتی که تیم های پروژه ای می توانند با استفاده از یک تحلیلگر کسب و کار الزامات دقیق را استخراج کرده و در همان ابتدای پروژه از این موانع جلوگیری و از اتخاذ بهترین رویکرد اطمینان حاصل کنند.
3) تحلیلگران کسب و کار همیشه یک برنامه پشتیبان دارند:
امروزه ما بسیار به تکنولوژی وابسته هستیم و حجم داده های در حال پردازش به طور چشمگیری افزایش یافته است. اگر این تکنولوژی ها از بین بروند، ادامه حیات یک کسب و کار به طور معمول همیشه امکان پذیر نیست. وظیفه تحلیلگر کسب و کار این است که یک چشم انداز جامع از سراسر یک سازمان داشته باشد. این امر شامل بررسی افراد، فرآیندها، سیاست ها، سیستم های اطلاعاتی و محیط می شود و این بدان معناست که او می توانند تأثیر هر گونه تغییر پیش بینی نشده را ارزیابی کرده و برای آن آماده شود. با تمرکز بر درک و آماده سازی، یک تحلیلگر کسب و کار می تواند راه حل های قابل اجرا را در زمان بروز این مشکلات ایجاد و اجرا کند.
4) تیم های فنی باید حتما یک نقطه کانونی داشته باشند، به خصوص در مرحله طراحی:
برای هر تغییر پیچیده، داشتن روابط خوب و سطح درک عمیق بین افراد تیم فنی، مشتریان و ذینفعان یک پروژه ضروری است. یک تحلیلگر کسب و کار به طور موثر الزامات کسب و کار را به اقدامات عملکردی “ترجمه” می کند و این امر به نوبه خود به اطمینان از کنترل بهتر در مورد هزینه، تحویل و تحقق اهداف کسب و کار کمک می کند.
5) تحلیلگر کسب و کار می تواند یک دارایی کلیدی در طول مرحله آزمایش یک پروژه باشد:
مرحله آزمایش یک پروژه برای تحویل موفقیت آمیز آن بسیارحیاتی است، به خصوص زمانی که صحبت از زمان، هزینه و کیفیت مورد انتظار می شود. گاهی اوقات این مرحله به دلیل محدودیت منابع و سایر نیازهای تجاری سازمان نادیده گرفته می شوند. بنابراین، یک تحلیلگر کسب و کار با تجربه می تواند در ایجاد سناریوهای آزمایشی، موارد آزمایش و اسکریپت های آزمایشی کمک کند که در نهایت، این امر احتمال موفقیت پروژه را افزایش می دهد.

