تفاوت بین هوش تجاری (BI) و تحلیل کسب و کار (BA)چیست؟
نویسنده: مریم سلطانی – مشاور تحلیل کسب و کار
برای درک بهتر تفاوت بین هوش تجاری و تحلیل کسب و کار از این مثال شروع می کنم: فرض کنید صاحب یک کتاب فروشی هستید که در سراسر ایران شعبه دارد. پس از بررسی اطلاعات پایگاه داده خود متوجه میشوید که اخیرا فروش یکی از کتاب ها در شیراز افزایش داشته است. اینجا تصمیم میگیرید که تعداد ارسالی آن کتاب به شیراز را افزایش دهید تا مشتریانتان دست خالی برنگردند.
یک کار دیگر این است که بررسی میکنید که «چرا فروش این کتاب ناگهان رشد داشته است؟» و متوجه میشوید که یک بلاگر شیرازی درباره کتاب شما حرف زده و آن را برای مطالعه پیشنهاد داده است. پس ممکن است تصمیم بگیرید که برخی از کتابهایتان را به چند بلاگر هدیه دهید. در این حالت به احتمال زیاد در چند کتاب دیگر هم افزایش فروش را تجربه خواهید کرد.
کاری که در حالت اول انجام دادید؛ یعنی ارسال کتاب بیشتر به شیراز، نتیجه کار یک متخصص هوش تجاری بود و کار دومی که انجام دادید، نتیجه کار یک تحلیلگر کسب و کار است.
در واقع هوش تجاری و تحلیل کسب و کار، هر دو بخشی از دنیای بزرگ تحلیل هستند و کار هر دو هم تبدیل داده به اطلاعات کاربردی است. هوش تجاری تجزیه و تحلیل توصیفی را در اولویت قرار می دهد و معمولاً بر دادههای تاریخی تمرکز میکند و به سازمانها تصویری از عملکردشان در طول زمان ارائه میدهد و به سؤالات «چه» و «چگونه» پاسخ میدهد، بنابراین میتوان آنچه را که کار میکند تکرار کرد و آنچه را که نیست تغییر داد.
درحالی که تحلیل کسب و کار، تجزیه و تحلیل پیشبینیکننده را در اولویت قرار میدهد و به سؤال «چرا» پاسخ میدهد تا بتواند پیشبینیهای دقیقتری در مورد آنچه اتفاق میافتد انجام دهد. درواقع با تحلیل کسب و کار می توان پیشرفت ها را پیش بینی و تغییرات لازم برای موفقیت را ایجاد کرد.
بطور کلی میتوان گفت هوش تجاری در بکارگیری داده ها برای مدیریت علمیات روزمره یک شرکت تعریف می شود. رهبران کسب و کارها زمانی که نیاز به جمع آوری و انبار کردن داده های عملیات جاری شرکت، رسیدن به حداکثر گردش کار، ساخت گزارش های الهام بخش و دستیابی به اهداف سازمانی دارند ابزارهای هوش تجاری و متخصصان این حوزه را به کار می گیرند. در حالی که تحلیل کسب و کار معمولاً بر روی داده های دقیق تر تمرکز می کند و به سازمان ها درک عمیق تری از عملکرد و زمینه های بالقوه برای بهبود ارائه می دهد.
برای درک بهتر تفاوت هوش تجاری و تحلیل کسب و کار این دو حوزه را در بعضی ابعاد شامل معنا، ابزارهای کاربردی، کارکرد، زمینه های مورد استفاده و … مقایسه کردیم و نتیجه را در قالب جدول زیر بصورت خلاصه ارائه کردیم:
| هوش تجاری | تحلیل کسب و کار | اصول مقایسه |
| گذشته و حال را تجزیه و تحلیل میکند تا نیازهای فعلی کسب و کار را برانگیزد. | دادههای گذشته را تجزیه و تحلیل میکند تا کسب و کار فعلی را هدایت کند. | تعریف |
| برای اجرای عملیات کسب و کار فعلی | برای تغییر عملیات کسب و کار و بهبود بهرهوری | موارد استفاده |
| برای عملیات کسب و کار فعلی | برای عملیات کسب و کار آینده | عملیات |
| SAP Business Objects, QlikSense, TIBCO, PowerBI | Word processing, Google docs, MS Visio, MS Office Tools | ابزارها |
| برای اجرای عملیات کسب و کار فعلی به شرکتهای مقیاس بزرگ اعمال میشود. | برای شرکتهایی کاربرد دارد که رشد و بهرهوری آینده را مورد هدف قرار میدهند | برنامه های کاربردی |
| زیرمجموعه تحلیل کسب و کار است | شامل انبار داده ، مدیریت اطلاعات و غیره است. | زمینه |
یک سازمان باید هوش تجاری یا تحلیل کسب و کار را انتخاب کند؟
انتخاب بین Business Intelligence و Business Analytics به نیازها و اهداف خاص یک سازمان بستگی دارد. اگر سازمانی به دنبال یک نمای کلی از عملکرد خود در طول زمان است، هوش تجاری ممکن است گزینه بهتری باشد. اگر سازمانی به دنبال شناسایی روندها و الگوهای خاص در دادهها یا تصمیمگیری هدفمندتر است، Business Analytics ممکن است گزینه بهتری باشد. شایان ذکر است که بسیاری از سازمان ها استفاده از هوش تجاری و تحلیل کسب و کار را به همراه یکدیگر انتخاب می کنند. این می تواند سازمان ها را با درک جامع تری از عملکرد و زمینه های بالقوه برای بهبود آشنا کند.
در نتیجه، در حالی که هوش تجاری و تجزیه و تحلیل کسب و کار اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند، آنها به مفاهیم متمایزی اشاره می کنند که اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. هوش تجاری یک نمای کلی از عملکرد یک سازمان در طول زمان ارائه می دهد، در حالی که Business Analytics بر شناسایی روندها و الگوهای خاص در داده ها متمرکز است. هر دو برای اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده بسیار مهم هستند و انتخاب بین آنها به نیازها و اهداف خاص یک سازمان بستگی دارد. با درک تفاوتهای بین هوش تجاری و تجزیه و تحلیل تجاری، سازمانها میتوانند تصمیمات آگاهانهتری در مورد اینکه کدام رویکرد برای نیازهای آنها مناسبتر است، اتخاذ کنند.

