16 دلیل در مورد عدم استقبال مخاطبان ایرانی از مدارک تحلیل کسب و کار IIBA
-
تدریسBABOK توسط افراد فاقد مدرک CBAP®: در ایران استاندارد BABOK® علاقه مند یا بهتر بگوییم سینه چاک زیاد دارد، اما به دلیل مهجور بودن آن در ایران در قیاس با استاندارد PMBOK® دارندگان مدارک بین المللی آن مانند CBAP® در برابر PMP® کم است. لذا شایسته است افراد زیادی که گواهینامه های بین المللی دارند بتوانند در این حوزه وارد شده و آن را تدریس نمایند.
-
برخورد Catch all با تحلیلگران کسب و کار در ایران: کماکان در ایران نگاه همه چیز و هم رقم در مورد تحلیل کسب و کار وجود دارد. این نگاه مسموم است و باور دارد که یک تحلیلگر کسب و کار باید همه کاری انجام دهد، هر چیزی که از دپارتمان های دیگر، مسئول و متولی ندارد به تحلیلگر کسب و کار دیکته می شود که این نگاه باید عوض شود.
-
فقدان دانش تحلیل کسب و کار در شرکت های ایرانی: شرکت های ایرانی به خوبی با دانش تحلیل کسب وکار، آشنا نیستند و تنها یک کلیت از آن فراگرفته اند. به نظر می رسد باید در سال های پیش روی، بیشتر مباحث تحلیل کسب و کار به این شرکت های آموزش داده شود.
-
سیطرۀ فرهنگ PMP در سال های اخیر: در سال های اخیر تعداد زیادی افراد موفق به اخذ مدرک PMP® شده اند. در ایران حدود 1100 دارندۀ مدرک PMP® وجود دارد در حالیکه تعداد دارندگان مدرک CBAP® کمتر از 20 نفر است. این خود نشان می دهد که در ایران فرهنگ مدیریت پروژه کماکان سمبه اش پر زور تر از تحلیل کسب و کار است.
-
سیطرۀ فرهنگ ناپُرسای پریماورا بین مهندسان صنایع: یکی دیگر از مشکلات شایع در بین مهندسان صنایع و مدیران، فرهنگ پریماورا است. فرهنگ پریماورا خصلتی است که در این مقال نمی گنجد و در مطالب و درس گفتارهای دیگر تشریح می گردد. این فرهنگ سبب شده است که تمام تلاش و کار و بار مهندسان صنایع در نرم افزار پریماورا و زمابندی کلاسیک پروژه ها ختم شود. در حالیکه تحلیل کسب و کار مقدم تر است.
-
ترس از پدیدۀ تحریم ایران از آزمون های فوق: متاسفانه کماکان آزمون های IIBA برای ایرانیان تحت اتاق تحریم OFAC قرار دارد، اگر چه راه هایی برای دور زدن تحریم وجود دارد و علاقه مندان خیالشان راحت باشد که با شرکت در دوره های تحلیل کسب و کار می توانند این مساله را حل نمایند. اما خوب این کافی نیست و باید مسأله تحریم به صورت ریشه ای حل شود.

-
افزایش نرخ دلار و تبهگن شدن ریال: بالا رفتن نرخ ارز باعث شده است که یک آزمون 400 دلار به طور میانگین برابر با 20 میلیون تومان شود که نسبت به میزان دریافتی حقوق کارشناسان و مهندسان ایرانی نرخ بسیار بالایی است. اگر چه این مبلغ دلاری در کشورهای اروپایی یا آمریکا مبلغ زیادی نیست اما در ایران کماکان زیاد است.
-
فقدان انجمن ملی تحلیل کسب و کار در ایران: مساله دیگری که وجود دارد این است که مانند انجمن مدیریت پروژه ایران، انجمن تحلیل کسب و کار در ایران وجود ندارد و این خود یک چالش دیگری است که باید به آن اندیشید.
-
رشد قارچ گونه و هرمی وار پدیدۀ بیزنس کوچ در ایران: یک مساله دیگری که در ایران در این سال های شکل گرفته است، پدیده ای است به نام بیزنس کوچ. افرادی پیدا شده اند که کسب و کار را کوچ می کنند اما وقتی به آن ها دقیقاً خیره می شویم می بینیم که جز مجموعه ای از حرف های به اصطلاح قشنگ، چیز دیگری در چنته ندارند و فاقد یک متدلوژی جهان شمول هستند.
-
فقدان آموزش تحلیل کسب و کار به عنوان یک رشته دانشگاهی: معضل دیگر این است که تحلیل کسب و کار یک رشتۀ دانشگاهی نیست، اگر چه برخی دانشگاه ها سعی کرده اند با برگزاری دوره های MBA آن را برای مخاطب تشریح نمایند، اما این ها کافی نیستند و در سیلابس های مطرح شده در آنها مشکلات عظیمی وجود دارد.
-
تناورده شدن PMI به عنوان کعبۀ آمال مدیران پروژه: PMI در ایران در قیاس با IIBA بسیار شهره شده است و طبق سطرهای بالا ریشه در فرهنگ سنتی و کلاسیک مدیریت پروژه در ایران دارد.
-
فقدان تألیف درست – درمان کتاب پیرامون تحلیل کسب و کار: این خود مثل بسیاری دیگر از مشکلات که داریم است، کتاب درست درمانی نداریم و تألیف درست حسابی در زمینۀ تحلیل کسب وکار روی نداده است.
-
عدم تعریف پروژه های تحلیل کسب و کار در کسب و کارهای متمول و و پولدار: شرکت های بزرگ در ایران اغلب دارای گرایش مدیریت پروژه هستند و فکر می کنند که دفتر PMO می تواند همه مشکلات آنها را رفع نماید که این خود نیز خطا است.
-
. فقدانتفکر سیستمی در کسب و کارهای ایرانی: شرکت های ایرانی اگر بتوانند سیستمی شوند و دارای تفکر سیستمی. راحت تر با مقولۀ تحلیل کسب و کار کنار می آیند و آن را یک نیاز می بینند که باید در سازمان شان جاری شود.
-
گل واژه و بی روح شدن مفهومچابک براثر شدت استعمال: متاسفانه چابک براثر شدت استعمال لوث شده است و در ایران نمی توان در کنار آموزگاران چابک، یک یا دو منتقد چابک پیدا کرد.
-
جهش ناگهانی شرکت های ایرانی از تحلیل کسب و کار به تحلیل داده: شرکت های ایرانی خیلی سریع و بدون تعمق در حوزۀ تحلیل کسب و کار وارد حوزۀ تحلیل داده های کسب و کار شده اند که این هم خود عجیب است البته بخشی از آن برمی گردد به فضای جهانی که در آن هستیم و میل به داده رشد پیدا کرده است، اما بدون تحلیل کسب وکار نمی توان وارد حوزۀ بحث برانگیز داده شد.

